تبلیغات
راه ما - مدیریت گردشگری و کارشناسی ارشد گردشگری (جهانگردی) - مطالب یـادداشــتهای گردشـــگــری
دوره های آموزشی راهنمایان ایرانگردی و جهانگردی

علاقه مندان به دوره های آموزشی راهنمایان ایرانگردی و جهانگردی با کلیک بر روی لینک زیر اطلاعات ارزشمندی را برای شما تهیه کردیم که خواندن آن را حتما به شما توصیه می کنیم.

 

اینجا کلیک کنید





چاپ کتاب گردشگری: اثرات، برنامه ریزی و مدیریت

به اطلاع علاقمندان به مباحث گردشگری می رساند کتاب " گردشگری: اثرات، برنامه ریزی و مدیریت" نوشته  پیتر میسون که توسط اینجانب و خانم ترابیان ترجمه شده است توسط انتشارات ترمه چاپ و به بازار عرضه شد. مطالعه این کتاب برای کلیه کسانی که علاقمند به آشنایی با مباحث شناخت صنعت گردشگری و برنامه ریزی گردشگری می باشند (از جمله داوطلبان آتی کنکور ارشد جهانگردی)  مفید است. امیدوارم مورد استفاده قرار گیرد.   سربلند و پیروز باشید  . روزبه میرزائی

                                                                           





روز بزرگداشت فردوسی کبیر

روز بزرگداشت فردوسی کبیر

25 اردیبهشت روز بزرگداشت فردوسی است. نوشته زیر، که برگرفته از مقدمه دکتر اسلامی ندوشن بر شاهنامه نفیس چاپ فرهنگسرای فردوسی است را به همین مناسبت آورده ام.

در مورد کشورها و ملت های جهان تقسیم بندی هایی صورت گرفته است از نوع متمدن و کم تمدن، کهن و نو، غنی و فقیر؛ ولی یک نوع تقسیم بندی کمتر مورد توجه بوده است: " با آوا " و " بی آوا ". " با آوا " بودن موهبتی است که تعداد اندکی از ملتها را نصیب گشته است. منظور از آن، آن است که گوینده ی یگانه ای "جوهر هستی" یک قوم را بسراید، به او "صدا" بخشد که این صدا در طی روزگاران در ساحت زندگی او طنین انداز باشد و این آگاهی را به او ارزانی دارد که نیاکان دوردستش شایسته آن بودند که سرگذشتی ماندگار داشته باشند. ما این بخت بلند را داشته ایم که از جمله چند ملت معدودی باشیم که صاحب "آوا" هستند، از خیلی چیزها کم نصیب بوده ایم، ولی آن را داشته ایم. این " آوا" را ابوالقاسم فردوسی بما بخشیده است.

با آنکه سه کتاب بزرگ دیگر در زبان فارسی وجود دارد که هریک در نوع خود بازتابنده شخصیت ایرانی هستند، کتاب برین و کتاب اول را همان شاهنامه می شناسیم. اگر ادب و فرهنگ ایران را درختی بگیریم شاهنامه به منزله ی کُنده ی آن است و آثار دیگر شاخه هایش.

در یک کلمه، شاهنامه کتاب " زندگی و مرگ" است، زندگی سرشار و مرگ سترگ. در نزد قهرمانان بزرگ شاهنامه- چه مرد و چه زن – مرگ پایان عمر نیست، ستیغ و نتیجه آن است، زمانی زندگی معنی تام و تمام خود را در می یابد که به مرگی ختم گردد که مانند آرش، کل کشش حیات را در خود خلاصه کرده باشد.

فردوسی با سرودن شاهنامه، بنای بزرگِ " ایرانیت" را بر افراشت. اینکه می گوید:

" پی افکندم از نظم کاخی بلند – که از باد و باران نیابد گزند" همان کاخ پایداری ایران است.

آخرین بیت فردوسی در کتابش این است:

هر آنکس که دارد هش و رای و دین   پس از مرگ بر من کند آفرین

و بر سَرِ هم می توان گفت که مردم ایران در برابر فردوسی خود را عاری از " هُش و رای و دین" نشان نداده اند. چهار کتاب در زبان فارسی نوشته شده و است و چهار مرد آن را بر قلم آورده اند. ما ایرانیان و فارسی زبانان چون می اندیشیم که این مردان در این آب و خاک پدید آمده و زندگی کرده اند، بار زندگی را آسان تر تحمل میکنیم، و چون آنان نیز مُردند، به پشتگرمی مرگ آنان، مرگ را آرامتر و بی دغدغه تر پذیرا می شویم، نخستین آنان فردوسی است. آیا این افتخار و تسلای کمی است که ما کتابی را در اختیار داریم که به قول تئودور نولدکه " هیچ ملتی نظیر آن را ندارد؟"





/acb:loop_postمدیر طراحی ثانویه قالب : مدیر طراحی ثانویه قالب :